تبليغاتX
(((##××##)))
اگر کسی حقیقتی را نداند، نادان است؛ اما اگر کسی بداند و دانایی خود را انکار کند جنایتکار است!

 

برنارد شاو

شاو علاوه بر فرار گرفتن در زمره برجسته ترین شخصیت های قرن بیستم در قرن نوزدهم نیز از یکی از شخصیتهای بزرگ به حساب می آمد. به عنوان یکی از اعضای گروه الیو گولد اسمیت، نسبت به دیگر اعضا از ظرافت و آراستگی بیشتری برخوردار بود و تا پایان عمر خود فروزندگی شخصیت زیبا و غرورآفرین خود را حفظ کرد. وی در سال 1856 در دوبلین ایرلند به دنیا آمد.او شصت و پنج سال از دوران کاری خود را یعنی از زمانی که در دهه 1880 به عنوان نقاد در روزنامه های لندن فعالیت های خود را آغاز کرد، دنیا را از اصول و عقاید خود در زمینه سوسیالیسم بهره مند نمود. زبان فصیح آثارش مملو از کنایه،طنز و کلماتش مملو از موسیقی سحر کننده مار (توسط هندیان برای سحر مار نواخته می شود)خوانندگان را به خود جذب می کرد.در جوانی یعنی سال 1876 به دلیل سودازدگی ایرلند و رواج مکتب کلبیون در این کشور، به انگلستان و شهر لندن مهاجرت کرد. اما اوضاع تکاندهنده شهر لندن در دهه 1870 برای انسان اخلاقی و نجیب زاده که تنها فعالیتش در سمت یک کارمند اداری بود، بسیار سخت می نمود. پس از مدتی به گروه فابین که برجسته ترین انجمن سوسیالیستی بریتانیا محسوب می شد، ملحق گردید و بعنوان یکی از رهبران آن نیز مطرح شد. در این دوران بود که رمانهای متعددی را به رشته تحریر درآورد ولی هیچ کدام از آنها موفقیت چندانی به دست نیاوردند. می توان گفت که شاو این توانایی را تنها پس از چهل سالگی کسب نمود. او بعد از این در کارهای هنری فعالیت بسیاری داشت، از جمله می توان به نمایشنامه های «انسان و برتر از انسان »(1905) و اثر حماسی«بازگشت به ماتوسلا»(1921) عقاید خود و اعتقاد خود را به واژه انقلابی«نیروی زندگی » را مطرح نمود و به واسطه آن در شمار بزرگترین شخصیتهای قرن قرار گرفت.از آثار او می توان به :سلاحها و انسانها که در سال 1894 چاپ شد و همچنین «کاندیدا»،«باربارای بزرگ»،«پیگمالیون» مسئله پوچی را به طور مفصل و کامل شرح داده است.کمی پس از پایان پایان جنگ جهانی اول علاوه بر تمجید استالین به ستایش موسیلینی نیز پرداخت و چنین بیان داشت که نیروی زندگی را در آنها مشاهده نموده است.دوران پایان عمر او از جمله برجسته ترین مراحل زندگیش مجسوب می شود، زیرا در این دوران تنهایی زجرآور خویش را از مرگ همسر خود در سن چهل و پنج سالگی و در سال 1934را آشکار ساخته است. وقتی برنارد شاو در سن 94 سالگی چشم از جهان فرو بست، بین مردم چنان اعتبار و شهرتی داشت که همگان مرگ او را چون مرگ متوشالح(کاهن بزرگ یهود که به روایت کتاب مقدس 969 سال عمر کرد)،می پنداشتند.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 

 

 زندگی نامه ی ستارخان

ستار خان - چهره های ماندگار

در بين مرداني که براي دفاع از مشروطيت و حقوق ملت دست به شمشير برده و آنرا پس از استبداد صغير دو مرتبه بازگردانيدند، ستارخان سردار ملي مقام اول را دارد؛ بحق او قهرمان مشروطيت ايران است.

ستارخان پيش از مشروطيت از لوطيان تبريز بود. لوطيان تبريز از قديم طبقه خاصي را تشکيل ميدادند و اخلاق و عادات بخصوصي داشتند. با حکومت و مأمورين دولت هميشه مخالفت مي نمودند؛ چنانکه در عصر شاه طهماسب صفوي عده اي از آنان در عصيان طغيان نمودند و به مجازات رسيدند. پس از بروز اختلاف بين متشرعه و شيخيه، لوطي ها نيز دو دسته شدند و به مخالفت همديگر برخاستند. اعمال و رفتار آنان مورد توجه طبقات مردم بود. محمدامين خياباني ديواني به زبان ترکي درباره وقايع لوطي هاي تبريز سروده که در عهد نادرميرزا مؤلف "تاريخ تبريز" با وصف چند دفعه چاپ کمياب بوده است. ستارخان از لوطيان بومي نبود، بلکه اصل او از قراجه داغ و از ايل محمدخانلو بود. خود به شيخيه اعتقاد داشت و روزگاري در اطراف شهر به سر مي برد. پنهاني به مشهد رفته و برگشته بود.

ستارخان پس از اعلام مشروطيت به شهر آمد و به اسب فروشي اشتغال ورزيد و سپس جزو مجاهدين مسلح گرديد. پس از بمباردمان مجلس، دعوت انجمن ايالتي آذربايجان را که خود را به دنيا جانشين مجلس بمباردمان شده معرفي مي کرد، قبول کرد. در محله اميرخيز با قواي دولتي جنگ نمود. با وصف شکست مجاهدين و سست شدن آنها، وي استقامت به خرج داد و تسليم نشد و محله اميرخيز را به تصرف قشون دولتي نداد. وقتي بر ايران گذشته است که مشروطيت فقط در محله اميرخيز تبريز وجود داشت و همه جاي ايران در دست پادشاه مستبد بود.

ژنرال قونسول روس به وي بيرق روسيه داده و تضمين مي کرد که اگر تسليم شود از تعرض محمدعلي شاه مصون باشد، اما او قبول نکرد. آنقدر مقاومت کرد تا مجاهدين محلات ديگر به جنبش آمدند و قواي دولت را عقب راندند. اين مقاومت به محمدعلي شاه معلوم ساخت که بلواي تبريز امري جدي است و ممکن است کار آن بلوا بالاتر گيرد و کار به جاهاي باريکتر بکشد. اين بود که عين الدوله را به محاصره تبريز فرستاد و از عشاير و خوانين نفر و اسلحه خواست. ستارخان بدواً اردوي ماکو را منهزم نمود و بعداً عين الدوله را عقب نشاند و بر تبريز مسلط شد. پس از آن، به زور از مردم اعانه خواست و مرتکب بعضي اشتباهات شد و مردم را ناراضي نمود. (موضوع اعانه جمع کردن ستارخان مربوط مي شود به خبردار شدن انجمن تبريز از بمباردمان مجلس و احتمال کودتا بر عليه مشروطيت نوپا. نخستين اقدام انجمن پس از اطلاع بر اين موضوع، پس از ارسال تلگرافها به ساير شهرها، در صدد اعزام نيروي مسلح به تهران درآمد. به دنبال اين تصميم دفتر اعانه اي براي تأمين هزينه اين اردوکشي داير گرديد.)

پس از آنکه قشون روس وارد تبريز گرديد، وي به شهبندري عثماني (قونسولخانه) پناه برد و بالاخره به طهران رهسپار شد. در پايتخت مشروطه پذيرايي گرم و باشکوه از وي به عمل آمد. ستارخان با شاه و نايب السلطنه در يک کالسکه نشسته، با جلال تمام وارد شهر گشت و در باغ اتابک منزل گرفت.

چون پس از فتح تهران به دست مليون، احتياجي به وجود مجاهدين نبود و اين جماعت با در دست داشتن اسلحه امنيت پايتخت را متزلزل مي کردند، دولت مشروطه بر آن شد که اسلحه مجاهدين را جمع کند. مجاهدين تهران به منزل ستارخان سردار ملي جمع شده، بناي مقاومت را گذاشتند. در نتيجه تيراندازي ها تيري به پاي او اصابت کرد و (بدين گونه پايي که در صحنه هاي آتش و خون دليرانه و بي تزلزل گام زده بود با تير دولت انقلابي از رفتار باز ايستاد و بنا به قول احمد کسروي "بدينسان يگانه قهرمان آزادي از پا درافتاد" - تاريخ هيجده ساله، ص 143) مجاهدين مغلوب شدند. در اثر آن تير مزاج ستارخان عليل شد. مرگ سردار ملي را عصر روز سه شنبه 25 آبانماه 1293 شمسي مطابق به 28 ذيحجه 1332 قمري نوشته اند. سردار هنگام پيوستن به جاودانگي 48 سال داشت. جسم بي روح وي را در مقبره طوطي در جوار بقعه حضرت عبدالعظيم در شهر ري به خاک سپردند. آرامــگـــاه ســـردار تا سال 1324 شمسي وضع حقيرانه اي داشت. در اين سال پس از ميتينگ طرفداران پرشور ستارخان بر سر قبر وي، يک آرامگاه موقتي ساخته شد. ولي يک سال بعد اين آرامگاه با خاک يکسان شد. بعدها به همت اميرخيزي و ديگران، سنگ قبري براي آرامگاه سردار تهيه شد که به قول سلام الله جاويد "اگر چه لايق آن مرحوم نبوده، ولي از هيچ بهتر است".

اين بود تاريخ زندگاني پرحادثه مردي که مشروطيت ايران را نجات داده است. در يک خانواده کوچک به دنيا آمد، در يک محيط فاسد تربيت شد، در يک ساعت بحراني دست به اسلحه برد. چون مدافع مشروطيت بود او از يک حرکت مترقي دفاع کرد و نامش جاويدان شد.

درباره ستارخان خيلي چيزها نوشته و گفته اند. در خارج از آذربايجان او را به درستي نشناخته اند. در خود آذربايجان نيز چون مردم عادي نمي توانستند بر خود هموار کنند که يک نفر اسب فروش بر يک شهر بلکه بر يک ايالت فرمانروا باشد. درباره او براي کوچک کردن او قصه ها ساختند و پرداختند. اما حقيقت قضيه اينکه وي مردي شجاع و نسبت به مشروطيت صميمي بود و چون از آن دفاع کرده، قهرمان مشروطيت به شمار رفته است و خالي از ضعف و نقص نبوده است. غير از آن هم نمي شد از وي متوقع بود و جوانمردي هائي هم داشته است.
دو برادر و يک برادرزاده او را سالداتهاي روس به دار زده اند، يعني در راه مشروطيت قرباني داده است؛ بنابراين سزاوار احترام است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 

 

 زندگی نامه ی شهاب الدین سهروردی

 

شيخ شهاب الدين يحيي بن حبشي بن اميرك سهروردي ، بي شك يكي از بزرگان حكمت و فلسفه و عرفان ايران زمين است .و اين حكيم فرزانه درمدت عمر كوتاه ولي پربار خويش ،آثار ارزنده و ماندگاري به جامعه بشري تقديم كرده است كه از زواياي گوناگون درخور توجه و دقت هستند . هدف اصلي او در پرداختن به مسايل فلسفي ، احياي تفكر فلسفي ايران باستان وبد و با حكيم ابوالقاسم فردوسي دريك مسير قرار گرفت . شهاب الدين ازكودكي انديشه اي نيرومندو هوش سرشار و براي تحصيل علم و طبعي حريص و مولع داشت . دوران كودكي و اوان حداثت سن و آغاز تحصيل را در مولدو مسقط خود سهرورد گذرانيد.

 

شهاب الدين دراصفهان كتاب «البصائر النصيريه »تاليف عمربن سهلان الساوي استاد مبرز علم و منطق و حكمت را نزد ظهير پارسي خواند و درمراغه ، پيش شيخ مجد الدين جبلي ،از بزرگان نامدار عصر الياس علوم و حكمت و اصول فقه را آموخت . سهروردي درضمن تحصيل علم و دانش به فعاليت هاي گوناگوني پرداخت . او درباب چگونگي تشكيل و تحقيق علم حصولي و ادراكات حصولي به مراتبي قائل بود كه عبارتند از : 1ـ ادراك عقلي 2ـ ادراك خيالي 3ـ ادراك حسي ز جمله استادان سهرورد مي توان به مجد الدين جبلي و طاهر الدين قاري اشاره كرد . طوريكه جبلي تحصيلات اوليه را به وي آموخته و قاري نيز تحصيلات عاليه را به او آموزش داده است . ا ز جمله استادان سهرورد مي توان به مجد الدين جبلي و طاهر الدين قاري اشاره كرد . طوريكه جبلي تحصيلات اوليه را به وي آموخته و قاري نيز تحصيلات عاليه را به او آموزش داده است . سهروردي درروز جمعه سلخ ذي الحجه ( يا پنجم رجب ) سال 587 هجري قمري وفات يافت .

 

اهميت وعمق فلسفه سهروردي كه مهمترين فعاليت آموزشي شيخ شهاب الدين سهروردي بود ،درهمين است كه دو اصل به ظاهر دوراز هم تفكر شرق و غرب را به يكديگر نزديك ساخته است . شيخ شهاب الدين يحيي بن حبشي بن اميرك سهروردي ، بي شك يكي از بزرگان حكمت و فلسفه و عرفان ايران زمين است .و اين حكيم فرزانه درمدت عمر كوتاه ولي پربار خويش ،آثار ارزنده و ماندگاري به جامعه بشري تقديم كرده است كه از زواياي گوناگون درخور توجه و دقت هستند . هدف اصلي او در پرداختن به مسايل فلسفي ، احياي تفكر فلسفي ايران باستان وبد و با حكيم ابوالقاسم فردوسي دريك مسير قرار گرفت .

 

شهاب الدين بسيار كم مي خورد و اغلب به يك هفته روزه مي گشود . به امور دنيا و ظاهر حال ، خوراك ،پوشاك ، جاه و مقام ، ضياع، عقار ، تعنيات مادي و تشخيصات اجتماعي بي اعتنا بود و حتي گاهي برخلاف عرف و عادت و منظور درهم شكستن قيود و حدود ،جامه و كلاهي دراز و سرخ مي پوشيد و يا خرقه اي ديگر بر سر مي افكند . اغلب روزها روزه دارو بيشتر شبها در مناجاب و بيدار بود . به آواز و ترانه خوش و نغمات موسيقي و سماع دلكش عشق مي ورزيد و در سخن گفتن دلير و بي با ك بود . شيخ اشراق درطرح وبيان تجربيات عرفاني خويش ، از تجربيات پيشينيان خود بويژه متون حماسي بهره برده است و نه تنها ادامه دهنده راه بزرگاني چون فردوسي دراحياي فرهنگي ايران باستان است ، بلكه درشيوه بيان اين مطالب نيز بيش از پيش تحت تاثير متون حماسي از جمله شاهنامه است .

 

آثار: حكمه الاشراق : اين اثر شاهكار فكري و ذوقي سهروردي است . زيرا درآن زبده و نخبه اصول و مسايل حكمت الاشراق يا فلسفه باستان را آورده است و بايد آن را عصاره انديشه و ذوق و خلاصه تفكر و تدبر و ره آورده سير و سياحت درآفاق وانفس و همچنين نتيجه و رياضيات و مكاشفات و حاصل تفحص و تتبع وي به شمار مي آورد .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 
 

زندگی نامه ی يعقوب ليث

 

يکي ديگر از قيام کنندگان بر عليه حکومت اعراب در ايران که گامهاي اساسي در جهت بر اندازي تازيان در ايران برداشت وی نمونه ديگري از وطن پرستي ايرانيان در برابر هجوم بيگانگان به کشور شان بود . او پسر ليث رويگر بود . بواسطه کفايت و جوانمردي و دليري از رويگري و عياري به امارت سيستان رسيد . سپس هرات و کرمان و شيراز و خراسان را گرفت و در جهت پاکسازي ايران از دست اعراب گام برداشت . وي بر ضد معتمد خليفه کشتارگر عباسي قيام کرد و براي نابود ساختن حکومت عرب - جوانمردانه جنگيد . سپس قصد حمله به بغداد را کرد و در صدد آمد که خليفه ننگین عرب را بکشد ليکن عمرش کفاف نداد و در اثر بيماري در سال 265 هجری قمری در گندي شاپور یا جندی شاپور امروی خوزستان درگذشت

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اگر روزی برسد که مردن تو شانس زندگی بهتری را برای دیگران به ارمغان می آورد بهترین کار اینست که خود را به کشتن دهی!!!

پیوندهای روزانه
picture u and me
تازی ستیزی
دانستنی های روز
پارسوماش = سرزمین پارس ها
The Nonsense of a Mad Prophet
زرتشت پاك
کوروش و آزادی
به همین سادگی
رهجویان گمنام
×××اقا حمید×××
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
1/12/2008 - 1/20/2008
11/26/2007 - 12/12/2007
11/29/2007 - 12/5/2007
11/22/2007 - 11/28/2007
10/30/2007 - 11/5/2007
10/23/2007 - 10/29/2007
9/30/2007 - 10/6/2007
9/23/2007 - 9/29/2007
8/30/2007 - 9/5/2007
7/13/2007 - 7/22/2007
6/29/2007 - 7/5/2007
3/21/2007 - 3/27/2007
2/11/2007 - 2/19/2007
1/12/2007 - 1/20/2007
12/13/2006 - 12/21/2006
11/26/2006 - 12/12/2006
11/29/2006 - 12/5/2006
11/13/2006 - 11/21/2006
10/14/2006 - 10/22/2006
9/27/2006 - 10/13/2006
9/13/2006 - 9/22/2006
8/13/2006 - 8/22/2006
7/13/2006 - 7/22/2006
6/29/2006 - 7/5/2006
6/22/2006 - 6/28/2006
6/12/2006 - 6/21/2006
5/12/2006 - 5/21/2006
4/28/2006 - 5/4/2006
4/21/2006 - 4/27/2006
3/21/2006 - 3/27/2006
آرشیو موضوعی
دانلود مداحی(سیدذاکر.هلالی.علیمی.اکبری.سیب سرخی...
نرم افزارهای کار با pdf
نرم افزارهای مذهبی
دانلود کتاب
×××چهره های ماندگار×××
×××تاریخ ایران×××
سیاسی
پیوندها
اندیشه ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM