تبليغاتX
(((##××##)))
اگر کسی حقیقتی را نداند، نادان است؛ اما اگر کسی بداند و دانایی خود را انکار کند جنایتکار است!
 

زندگی نامه ی نیما یوشیج

 

علی اسفندیاری معروف به نیما یوشیج در سال 1276 خورشیدی در روستای یوش مازندران به دنیا آمد. پدرش که ابراهیم خان نوری نام داشت،از راه کشاورزی و گله داری روزگار می گذرانید. دوان کودکی اش را در آنجا سپری نمود و پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، از آنجا به تهران آمد تا در دبیرستان سن لوئی که متعلق به موسسه کاتولیک های رُِم بود، به تحصیل خود ادامه دهد. در اینجا بود که علاقه وی به سرودن شعر در اثر یکی از معلمان وی که نظام وفا نام داشت، بیشتر و بیشتر شد و به سرودن شعر روی آورد. او به زبان فرانسه (زبان بین المللی آن دوران) را به خوبی فراگرفت و با ادبیات اروپا آشنا شد. محمد رضا عشقی در روزنامه قرن بیستم خویش بخشی از شعر افسانه نیما را منتشر کرد. نیما یوشیج توانست در سال 1317 جزء گروه کارکنان مجله موسیقی، مجله ماهانه وزارت فرهنگ درآید. وی در این مجله یک سلسله مقالات در خصوص نظریات فیلسوفان در خصوص هنر و همچنین تاثیر ادبیات اروپا را بر برخی از ممالک شرقی (آسیا) به چاپ رسانید و مورد بررسی قرار داد. او در سال 1328 در روابط عمومی و اداره تبلیغات وزارت فرهنگ مشغول به کار شد . نیما در نخستین آثار خود از اوزان عروضی پیروی می کند، اما کم کم با مشاهده آثار ادبیات اروپا، در آثار بعدی خود شعرش را از چهارچوب وزن و قافیه آزاد می سازد و راهی نو و سبکی تازه در شعر می آفریند، که به سبک نیمایی مشهور است.این شاعر بزرگ در سال 1338 در منطقه تجریش تهران دارفانی را وداع گفت. برخی از آثار او عبارت اند از : شعر من، ماخ لولا، ناقوس،شهر صبح شهر شب، آهو و پرنده ها،قلم انداز، نامه های نیما به همسرش،کندوهای شبانه و …. . در ضمن در سال 1364 مجموعه ای کامل از آثارش منتشر شد. نیما در نتیجه آشنایی با زبان فرانسه با ادبیات اروپا آشنا گردید و سبب به وجود آمدن سبکی نو در شعر پارسی شد. همچنین تحول عظیمی را در شعر فارسی ایجاد نمود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 

 زندگی نامه ی محمد زکریای رازی، پزشک، فیلسوف و شیمی‌دان ‏بزرگ ایرانی


زندگی
نام وی محمد و نام پدرش زکریا و کنیه‌اش ابوبکر است. مورخان شرقی در ‏کتاب‌هایشان او را محمد بن زکریای رازی خوانده‌اند، اما اروپائیان و مورخان ‏غربی از او به نام‌های رازس ‏Rhazes=razes‏ و رازی ‏Al-Razi‏ در کتاب‌های ‏خود یاد کرده‌اند. به گفته ابوریحان بیرونی وی در شعبان سال ۲۵۱ هجری ‏‏(۸۶۵ میلادی) در ری متولد شده و دوران کودکی و نوجوانی‌ و جوانی‌اش ‏در این شهر گذشت. چنین شهرت دارد که در جوانی عود می‌نواخته و ‏گاهی شعر می‌سروده‌است. بعدها به کار زر گری مشغول شد و پس از آن ‏به کیمیا روی آورد، وی در سنین بالا علم طب را آموخته‌است. بیرونی ‏معتقد است وی در ابتدا به کیمیا اشتغال داشته و پس از آن‌که در این راه ‏چشمش در اثر کار زیاد با مواد تند و تیز بو آسیب دید، برای درمان چشم به ‏پزشکی روی آورد. در کتاب‌های مورخان اسلامی آمده‌است که رازی طب را ‏در بیمارستان‌ بغداد آموخته‌است، در آن زمان بغداد به صورت مرکز بزرگ ‏علمی دوران و جانشین دانشگاه جندی‌شاپور بوده‌است و رازی برای ‏آموختن علم به بغداد سفر کرد و مدتی نا معلوم در آن‌جا اقامت گزید و به ‏تحصیل علم پرداخت و سپس ریاست بیمارستان معتضدی را برعهده ‏گرفت. پس از مرگ معتضد خلیفه عباسی به ری بازگشت و عهده‌دار ‏ریاست بیمارستان ری شد و تا پایان عمر در این شهر به درمان بیماران ‏مشغول بود. در آخر عمر رازی نابینا شد، درباره علت نابینا شدن رازی ‏روایت‌های مختلفی وجود دارد، بیرونی سبب کوری رازی را کار مداوم با ‏مواد شیمیایی چون بخار جیوه می‌داند.‏
رازی در پنجم شعبان ۳۱۳ هجری (۱۵ اکتبر ۹۲۵ میلادی) در ری وفات ‏یافته‌است. مکان اصلی آرامگاه رازی نا معلوم است.‏
در مورد تاریخ تولد و مرگ رازی
مهم‌ترین سند تاریخی در بارهٔ تولد و مرگ رازی کتاب «فهرست کتب رازی» ‏نوشتهٔ ابوریحان بیرونی است. در این کتاب تولد رازی در غرهٔ شعبان ۲۵۱ ‏هجری قمری و درگذشت‌ او در پنجم شعبان ۳۱۳ هجری قمری ثبت ‏شده‌است. ضمنا «در این رساله صریحاً ابوریحان علاوه بر آنکه تاریخ تولد و ‏وفات رازی را متذکر شده، مدت عمر رازی را به سال قمری شصت و دو ‏سال و پنج روز و به شمسی شصت سال و دو ماه و یک روز بطور دقیق ‏آورده‌است.» [۲] اما در منابع مختلف تاریخ‌های متفاوتی در مورد تولد و مرگ ‏رازی آمده‌است. ؛تولد
• حدود ۲۴۰ هجری قمری[۳] ‏
• ‏۲۵۱ هجری قمری [۴] ‏
• ‏۲۵۰ هجری قمری[۵] ‏
• ‏۲۴۹ هجری قمری، فرهنگ تاریخ و جغرافیا تالیف بویه[۶] و در لاروس ‏بزرگ[۷] تاریخ تولد رازی ۸۵۰ میلادی آورده شده‌است.[۸] ‏
مرگ ‏
در مورد تاریخ درگذشت رازی نیز اختلاف زیادی وجود دارد در فرهنگ معین ‏پس از ذکر ۳۱۳ ه.ق نوشته شده‌است:«و به قولی ۳۲۳ ه.ق.» [۹] و در ‏لغت‌نامهٔ دهخدا نیز پس از ذکر همان ۳۱۳ ه.ق در مورد درگذشت رازی ‏آمده‌است:«زرکلی از ابن‌الندیم و مولف نکت الهمیان و وفیات مرگ او را در ‏‏۳۱۱ ه.ق. نوشته‌است»[۱۰]‏
‏«در این باب نیز بین مورخان اختلاف نظر است، مثلا قفطی و ابن‌صاعد ‏اندلسی و ابوالفرج ملطی در مختصر الدول و جرجی زیدان در کتاب تاریخ ‏آداب اللغة العربیة وفات رازی را سال ۳۲۰ هجری ذکر کرده‌اند. ابن ابی ‏اصبعیه از قول ابوالخیر حسن بن سوار بن بابا (که تقریبا هم‌زمان با رازی ‏بوده‌است) وفات رازی را سال ۲۹۰ و اندی و یا ۳۰۰ و کسری و به اعتبار ‏دیگر ۳۲۰ آورده‌است.» [۱۱]‏
استادها و شاگردان
درباره استادها و پیش‌کسوت‌های رازی میان کارشناسان و تاریخ‌نویسان ‏اتفاق نظر وجود ندارد. گروهی او را شاگرد علی بن ربن طبری و ابو زید ‏بلخی می‌دانند اما عده‌یی دیگر بنا بر شواهد و دلایلی این موضوع را رد ‏می‌کنند. ناصرخسرو در زادالمسافرین صفحهٔ ۹۸ از شخصی به‌نام ‏ایرانشهری بعنوان «استاد و مقدم» محمد زکریا نام می‌برد اما هیچ نشانی ‏از این شخص به‌دست نیامده‌است. این نام‌ها به عنوان شاگردان رازی یاد ‏شده‌است: یحیی بن عدی، ابوالقاسم مقانعی، ابن قارن رازی، ابو غانم ‏طبیب، یوسف بن یعقوب، و محمد بن یونس.‏
اخلاق و صفات رازی
رازی مردی خوش‌خو و در تحصیل کوشا بود. وی به بیماران توجه خاصی ‏داشت و تا زمان تشخیص بیماری دست از آن‌ها برنمی‌داشت. نسبت به ‏فقرا و بینوایان بسیار رئوف بوده‌است. رازی برخلاف بسیاری از پزشکان که ‏بیشتر مایل به درمان پادشاهان و امراء و بزرگان بودند، با مردم عادی ‏بیشتر سروکار داشته‌است. ‏
ابن‌الندیم در کتاب الفهرس خود می‌گوید: وی مردی کریم و نیکوکار بود و ‏نسبت به مردم خیرخواه و با فقرا و بزرگان با حسن رافت بود و کوشش ‏بسیار در تحصیل علم و کسب معرفت می‌کرد[۱۲]. رازی در کتابی به نام ‏صفات بیمارستان چنین نگاشته‌است که هر کس لایق طبابت نیست و ‏عقیده داشته که طبیب باید دارای صفاتی باشد که بتواند نام طبیب بر خود ‏گذارد. وی نخستین پزشکی است که درباره جاهل عالم‌نما ذهن عامه را ‏متوجه ساخته‌است، او با افراد کم‌سواد که خود را طبیب می‌نامیدند و ‏اطرافیان بیمار که در طبابت دخالت می‌کردند به شدت مخالفت کرده بود و ‏به همین سبب مخالفانی داشت.‏
پزشکی
رازی طبیبی حاذق و پزشکی عالی‌قدر بود که در زمان خود شهرت ‏به‌سزایی داشته‌است. رازی از پزشکانی است که بعضی از عقاید وی در ‏درمان طب امروزی نیز مورد قبول است، مخصوصا در درمان بیماران با ‏مایعات و غذا. کتاب‌ها و رسالات رازی مدت‌ها مورد استفاده طالبان علم ‏طب بوده‌است. ابن‌سینا رازی را در طب بسیار عالی‌مقام می‌داند و ‏می‌توان گفت برای تالیف قانون از حاوی رازی استفاده فراوان کرده‌است.‏
آبله و سرخک
رازی اولین کسی است که تشخیص تفکیکی بین آبله و سرخک را بیان ‏داشته‌است. وی در کتاب آبله و سرخک خود به علت بروز آبله پرداخته و ‏سبب انتقال آن را عامل مخمر از راه خون دانسته‌است و ضمن معرفی آبله ‏و سرخک به‌عنوان بیماری‌های حاد، نشانه‌هایی از بی‌خطر یا کشنده بودن ‏آن‌ها را بیان می‌دارد و برای مراقبت از بیمار مبتلا به این بیماری‌ها ‏روش‌هایی را توصیه می‌کند از جمله به عنوان اولین طبیب استفاده از پنبه ‏را در طب آورده و به منظور زخم نشدن بدن بیماران آبله‌ای از آن بهره ‏می‌برده و در مراقبت از چشم‌ها و پلک و گلو و بینی این بیماران توصیه ‏فراوان کرده‌است. در کتاب آبله و سرخک رازی در مورد آبله و سرخک چه ‏قبل از ظهور بیماری و چه بعد از آن و جلوگیری از عوارض بیماری به ‏اندام‌های بدن تدابیری آورده شده‌است.‏
تشریح
در دوران رازی تشریح جسد انسان رواج نداشت و این کار را ناپسند و ‏خلاف آموزه‌های دینی می‌دانستند و عموما به تشریح میمون می‌پرداختند. ‏رازی در کتاب‌های خود از جمله کتاب الکناش المنصوری از تشریح ‏استخوان‌های و عضلات ، مغز، چشم، گوش، ریه، قلب، معده و کیسه ‏صفرا و.. سخن گفته‌است و طرز قرار گرفتن ستون فقرات و سوراخ‌ها و ‏زائده‌های آن و نخاع شوکی را به خوبی شرح داده‌است. رازی اولین ‏پزشکی است که بعضی از شعبات اعصاب را در سر و گردن شناخته و ‏راجع به آن‌ها توضیحاتی داده‌است.‏
درمان بیماری‌های داخلی
درمان رازی مبنی بر سادگی بوده‌است. رازی اسراف در دارو را بسیار مضر ‏می‌داند، وی معتقد بوده‌است تا ممکن است مداوا با غذا و در غیر ‏این‌صورت با داروی منفرد و ساده و گرنه با داروی مرکب به عمل آید. رازی ‏می‌گوید: «هر گاه طبیب موفق شود بیماری‌ها را با غذا درمان کند، به ‏سعادت رسیده‌است»[۱۳] وی بسیاری از داروها را روی حیوانات امتحان ‏نموده و اثرات آن‌ها را درک کرده و در موارد استعمال دانسته آن‌ها را درباره ‏انسان به‌کار می‌برد.‏
جراحی
گرچه رازی به عنوان پزشک مشهور است اما بعضی از مورخان او را به نام ‏جراح می‌شناسند. از مطالعه آثار وی چنین برمی‌آید که در جراحی ‏صاحب‌نظر بوده‌است. وی درباره «سنگ کلیه‌ها و مثانه» کتابی نگاشته و ‏درآن تاکید کرده‌است در صورتی که درمان سنگ مثانه با راه‌های طبی ‏مقدور نباشد، باید به عمل جراحی پرداخت و در این کتاب از اسبابی که با ‏آن عمل سنگ مثانه را انجام می‌داده، نام می‌برد. رازی اولین طبیبی است ‏که در عالم طب از سل مفصلی انگشتان صحبت کرده‌است. در ‏شکسته‌بندی و درفتگی‌ها قدم‌هایی برداشته و آثاری از خود به جا ‏گذاشته‌است.‏
تغذیه
رازی کتابی درباره تغذیه دارد به نام «منافع‌الاغذیه و مضارها» که یک دوره ‏کامل بهداشت غذایی است. و در آن از خواص گندم و سایر بقول و خواص ‏و ضرر های انواع آب‌ها و شراب‌ها و مشروبات غیر الکلی و گوشت‌های تازه ‏و خشک و ماهی‌ها و… سخن گفته‌است و فصلی در باب علل و جهات ‏اشتها و هضم غذا و ورزش و غذاهای گوارا و پرهیز های غذایی و ‏مسمومیت‌ها دارد.‏
شیمی و داروسازی
رازی تحصیل شیمی را قبل از پزشکی شروع کرده‌است و در آن آثاری ‏چشم‌گیر از خود برجا گذاشته‌است. وی پایه‌گذار شیمی‌ نوین است. ‏هرچند کیمیاگری را باور دارد. در کتاب «سرالاسرار» او می‌خوانیم که مواد ‏را به دو دسته فلز و شبه فلز(به گفته او جسد و روح) تقسیم می‌کند و اگر ‏در این زمینه اشتباهاتی‌می‌کند، چندان گریزی از آن ندارد. برای نمونه جیوه ‏را شبه فلز می‌خواند در صورتی که فلز بودن جیوه اکنون آشکار است. در ‏شیمی کشفیات بسیار دارد.‏
• رازی کاشف جوهر گوگرد و الکل است. ‏
• از تاثیر آب‌آهک بر نوشدارو (کلرید آمونیوم)، اسید کلریدریک بدست ‏آورد. ‏
• از تاثیر محیط قلیایی بر کانه پیلیت، اسید سولفوریک فراهم کرد و با ‏داشتن اسید سولفوریک بدست آوردن دیگر اسیدها آسان بود ‏
• با اثر دادن سرکه با مس استات مس یا زنگار تهیه کرد که با آن‌ها را ‏زخم را شستشو می‌دادند ‏
• از سوزاندن زرنیخ، اکسید آرسنیک یا مرگ موش فراهم کرد ‏
• برای نخستین بار از نارنج اسید سیتریک تهیه کرد. ‏
او نخستین پزشکی است که داروهای سمی‌ آلکالوئید ساخت و از آن‌ها ‏برای درمان بیمارانش بهره گرفت.‏
فلسفه
رازی از تفکرات فلسفی رایج عصر خود که فلسفه ارسطویی‌- افلاطونی ‏بود، پیروی نمی‌کرد و عقاید خاص خود را داشت که در نتیجه مورد بدگویی ‏اهل فلسفه هم‌عصر و پس از خود قرار گرفت.هم‌چنین عقایدی که درباره ‏ادیان ابراز داشت سبب شد موجب تکفیر اهل مذهب واقع شود و از این‌رو ‏بیشتر آثار وی در این زمینه از بین رفته‌است. رازی را می‌توان برجسته‌ترین ‏چهره خردگرایی و تجربه‌گرایی در فرهنگ ایرانی‌ و اسلامی‌ نامید. وی در ‏فلسفه به سقراط و افلاطون متمایل بود و تاثیراتی از افکار هندی و مانوی ‏در فلسفه وی به چشم می‌خورد. با این وجود هرگز تسلیم افکار مشاهیر ‏نمی‌شد بلکه اطلاعاتی را که از پیشینیان بدست آورده بود مورد مشاهده ‏و تجربه قرار می‌داد و سپس نظر و قضاوت خود را بیان می‌دارد و این را حق ‏خود می‌داند که نظرات دیگران را تغییر دهد و یا تکمیل کند. از آراء رازی ‏اطلاع دقیقی در دست نیست جز در مواردی که در نوشته‌های مخالفان ‏آمده‌است. در نظر رازی جهان جایگاه شر و رنج است اما تنها راه نجات، ‏عقل و فلسفه‌است و روان‌ها از تیرگی این عالم پاک نمی‌شود و نفس‌ها از ‏این رنج رها نمی‌شوند مگر از طریق فلسفه… در فلسفه اخلاق رازی ‏مساله لذت و رنج اهمیت زیادی دارد. از دید وی لذت امری وجودی نیست، ‏یعنی راحتی از رنج است و رنج یعنی خروج از حالت طبیعی به‌وسیله امری ‏اثرگذار و اگر امری ضد آن تاثیر کند و سبب خلاص شدن از رنج و بازگشت ‏به حالت طبیعی شود، ایجاد لذت می‌کند. رازی فلسفه را چنین‌ تعریف ‏می‌کند که چون «فلسفه تشبه به خداوند عز و جل است به قدر طاقت ‏انسانی» و چون آفریدگار بزرگ در نهایت علم و عدل و رحمت است پس ‏نزدیکترین کسان به خالق، دانا ترین و عادل‌ترین و رحیم‌ترین ایشان است. ‏رازی با وجود آن‌که به خدا و ما وراء الطبیعه اعتقاد داشت، نبوت و وحی را ‏نفی می‌کرد و ضرورت آن را نمی‌پذیرفت و در دو کتاب «فی‌النبوات‌» و «فی ‏حیل المتنبین» به نفی نبوت پرداخته‌است. [۱۴] «از تعلیمات او این بود که ‏همه آدمیان سهمی ا ز خرد دارند که بتوانند نظرهای صحیح درباره مطالب ‏عملی و نظری به‌دست آورند، آدمیان برای هدایت شدن به رهبران دینی ‏نیاز ندارند، در حقیقت دین زیان‌آورد است و مسبب کینه و جنگ. نسبت به ‏همه مقامات همه سرزمین‌ها شک داشت.» [۱۵] این تفکرات رازی موجب ‏خشم علمای اسلامی بر علیه او شد و او را ملحد ونادان و غافل خواندند و ‏آثار او را رد کردند.‏
آثار رازی
در مورد آثار رازی در لغت‌نامهٔ دهخدا آمده‌است:‏
‏«ابن‌الندیم در کتاب «الفهرست» خود تعداد آثار رازی را یک‌صد و شصت و ‏هفت ‏
و ابوریحان بیرونی‌ در کتاب «فهرست کتب رازی» یک‌صد و هشتاد و چهار ‏دانسته‌اند. ‏
‏«کتاب‌های رازی برحسب فهرست بیرونی بدین ترتیب تقسیم موضوعی ‏می‌شود:‏
‏ ۵۶ کتاب در طب،‏
‏ ۳۳ کتاب در طبیعیات،
‏ ۷ کتاب در منطق،‏
‏ ۱۰ کتاب در ریاضیات و نجوم،‏
‏ ۷ کتاب در تفسیر و تلخیص و اختصار کتب فلسفی یا طبی دیگران،‏
‏۱۷ کتاب در علوم فلسفی و تخمینی،‏
‏ ۶ کتاب در در مافوق الطبیعه،‏
‏ ۱۴ کتاب در الهیات، ۲۲ کتاب در کیمیا،‏
‏ ۲ کتاب در کفریات،‏
‏ ۱۰ کتاب در فنون مختلف که جمعا بالغ بر یکصد و هشتاد و چهار مجلد ‏می‌شود.‏
و ابن اصیبعه در عیون الانباء فی طبقات الاطباء دوصد و سی و هشت کتاب ‏از رازی برمی‌شمارد. [۱۶]‏
محمود نجم‌آبادی استاد دانشگاه تهران کتابی به عنوان: مولفات و مصنفات ‏ابوبکر محمد بن زکریای رازی نوشته است. که در سال ۱۳۳۹هـ ش ‏بوسیله انتشارات دانشگاه تهران چاپ شده است در این کتاب ‏فهرست‌های ارائه شده توسط ابن الندیم و ابوریحان بیرونی و قفطی و ابن ‏اصیبعه با یک‌دیگر تطبیق داده شده‌است و در مجموع دویست و هفتاد و ‏یک کتاب و رساله و مقاله فهرست شده‌است.‏

فهرست آثار محمد زکریای رازی ‏
• آثار اصلی محمد زکریای رازی

پزشکی:‏

‏ الحاوی ‏
‏• الکناش المنصوری ‏
‏• المرشد
‏• المعادی ‏
‏• من لایحضره الطبیب ‏
‏• القراباذین الکبیر
‏• القراباذین الصغیر
‏• کتاب الجدری و الحصبه
‏• القولنج ‏
‏• اوجاع المفاصل ‏
‏• دفع مضار الاغذیه ‏
‏• الابدال ‏
‏• کلام الفروق بین الامراض ‏
‏• برء الساء ‏
‏• فی الفص

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اگر روزی برسد که مردن تو شانس زندگی بهتری را برای دیگران به ارمغان می آورد بهترین کار اینست که خود را به کشتن دهی!!!

پیوندهای روزانه
picture u and me
تازی ستیزی
دانستنی های روز
پارسوماش = سرزمین پارس ها
The Nonsense of a Mad Prophet
زرتشت پاك
کوروش و آزادی
به همین سادگی
رهجویان گمنام
×××اقا حمید×××
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
1/12/2008 - 1/20/2008
11/26/2007 - 12/12/2007
11/29/2007 - 12/5/2007
11/22/2007 - 11/28/2007
10/30/2007 - 11/5/2007
10/23/2007 - 10/29/2007
9/30/2007 - 10/6/2007
9/23/2007 - 9/29/2007
8/30/2007 - 9/5/2007
7/13/2007 - 7/22/2007
6/29/2007 - 7/5/2007
3/21/2007 - 3/27/2007
2/11/2007 - 2/19/2007
1/12/2007 - 1/20/2007
12/13/2006 - 12/21/2006
11/26/2006 - 12/12/2006
11/29/2006 - 12/5/2006
11/13/2006 - 11/21/2006
10/14/2006 - 10/22/2006
9/27/2006 - 10/13/2006
9/13/2006 - 9/22/2006
8/13/2006 - 8/22/2006
7/13/2006 - 7/22/2006
6/29/2006 - 7/5/2006
6/22/2006 - 6/28/2006
6/12/2006 - 6/21/2006
5/12/2006 - 5/21/2006
4/28/2006 - 5/4/2006
4/21/2006 - 4/27/2006
3/21/2006 - 3/27/2006
آرشیو موضوعی
دانلود مداحی(سیدذاکر.هلالی.علیمی.اکبری.سیب سرخی...
نرم افزارهای کار با pdf
نرم افزارهای مذهبی
دانلود کتاب
×××چهره های ماندگار×××
×××تاریخ ایران×××
سیاسی
پیوندها
اندیشه ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM