تبليغاتX
(((##××##)))
اگر کسی حقیقتی را نداند، نادان است؛ اما اگر کسی بداند و دانایی خود را انکار کند جنایتکار است!

متن نامه عمربن الخطاب ، به یزدگرد سوم

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

  از :  عمربن الخطاب خليفه مسلمين 

به :  يزدگرد سوم شاه فارسی 

من آينده خوبی برای تو و ملتت نمی بينم ، مگر اينکه پيشنهاد من را قبول کرده و بيعت نمايی . 

زمانی سرزمين تو بر نيمی از جهان شناخته شده حکومت می کرد ليکن اکنون چگونه افول کرده ؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست . من راهی را برای نجات به تو پيشنهاد می کنم .شروع کن به عبادت خدای يگانه ، يک خدای واحد، تنها خدايی که خالق همه چيز در جهان است ما پيغام او را برای تو و جهان می آوريم به ملتت فرمان ده که آتش پرستی را که کذب می باشد ، متوقف کنند و به ما بپيوندند ، برای پيوستن به حقيقت . 

الله خدای حقيقی را بپرستيد ، خالق جهان را ، الله را پرستش نماييد و اسلام را به عنوان راه رستگاری خود قبول کنيد اکنون به راههای شرک و پرستشهای کذب پايان ده و اسلام بياوريد تا بتوانيد الله اکبر را به عنوان ناجی خود قبول کنيد . با اجرای اين تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسيان را پيدا خواهی نمود ،‌ اگر تو بدانی چه چيز برای پارسيان بهتر است تو اين راه را انتخاب خواهی کرد ، بيعت تنها راه می باشد . 

الله اکبر 

(محل مهر عمر) 

خليفه مسلمين عمربن الخطاب

************************************************************************************

يزدگرد سوم ، شاهنشاه ايران به او چنين پاسخ می دهد:

 

به نام اهورا مزدا، آفريننده جان و خرد 

از سوی شاهنشاه ايران، يزدگرد به عمرابن خطاب خليفه تازيان 

تو در اين نامه ما ايرانيان را به سوی خدای خود که "الله اکبر"نام داده ايد، می خوانيد و از روی نادانی و بيابان نشينی، خود بی آنکه بدانيد ما کيستيم و چه می پرستيم، می خواهيد که به سوی خدای شما بياييم و "الله اکبر" پرست شويم.

شگفتا که تو در پايه خليفه عرب نشسته يي ولی آگاهيهای تو از يک عرب بيابان نشين فراتر نمی رود. به من پيشنهاد می کنی که خدا پرست شوم. ای مردک، هزاران سالست که آرياييان در اين سرزمين فرهنگ و هنر، يکتا پرست می باشند و روزانه پنج بار به درگاهش نيايش می کنند. هنگامی که ما پايه های مردمی و نيکو ورزی و مهربانی را در سراسر جهان می ريختيم و پرچم "پندار نيک، گفتار نيک و کردار نيک" را در دست داشتيم، تو و نياکانت در بيابانها می گشتيد و مار و سوسمار می خورديد و دختران بيگناهتان را زنده به گور می کرديد.

تازيان که برای آفريده های خدا ارزشی نمی شناسند و سنگدلانه آنها را از دم تيغ می گذرانند و زنان را آزار می دهند و دختران را زنده به گور می کنند و به کاروانها می تازند و به راهزنی و کشتار و ربودن زن و همسر مردم دست می زنند، چگونه مارا که از همه اين زشتيها بيزاريم، می خواهند آموزش خدا پرستی بدهند؟

به من می گويي که از آتش پرستی دست بردارم و خدا پرست شوم؟ ما مردم ايران، خدا را در روشنايي می بينيم. فروغ و روشنايي تابناک و گرمای خورشيدی آتش در دل و روان ما، جان می بخشند و گرمی دلپذير آنها، دلها و روانهای ما را به يکديگر نزديک می کنند تا مردم دوست، مهربان، مردم دار، نيکخواه باشيم و رادی و گذشت را پيشه سازيم و پرتو يزدانی را در دلهای خود هماره زنده نگهداريم.

خدای ما "اهورا مزدای" بزرگ است و شگفت انگيز است که تازه شما هم او را خواسته ايد نام بدهيد و "الله و اکبر" را برای او بر گزيده ايد و او را به اين نام صدا می کنيد. ولی ما با شما يکسان نيستيم، زيرا ما به نام "اهورا مزدا" مهرورزی و نيکی و خوبی و گذشت می کنيم و به درماندگان و سيه روزان، ياری می رسانيم و شما به نام "الله اکبر" خدای آفريده خودتان دست به کشتار و بدبختی آفرينی و سيه روزی ديگران می زنيد.


چه کسی در اين ميان تبهکار است، خدای شما که فرمان کشتار و تاراج و نابودی را می دهد؟ يا شما که به نام او چنين می کنيد؟ يا هردو؟

شما از دل بيابانهای تفته و سوخته که همه روزگارتان را به ددمنشی و بيابان گردی گذرانده ايد، برخاسته ايد و با شمشير و لشکر کشی می خواهيد آموزش خدا پرستی به مردمانی بدهيد که هزاران سالست شهريگرند و فرهنگ و دانش و هنر را همچون پشتوانه نيرو مندی در دست دارند؟ شما به نام "الله اکبر" به اين لشکريان اسلام جز ويرانی و تاراج و کشتار چه آموخته ايد که می خواهيد ديگران را هم به سوی اين خدای خودتان بکشيد؟

امروز تنها نا يکسانی که مردم ايران با گذشته دارند آن است که ارتش آنها که فرمانبردار "اهورا مزدا" بوده، از ارتش تازيان، که تازه پيرو"الله اکبر"شده اند، شکست خورده اند و مردم ايران به زور شمشير شما تازيان بايد همان خدا را ولی با نام تازی بپذيرند و بپرستند و در روز پنج بار به زبان عربی برايش نماز بگذارند. زيرا "الله اکبر" شما تنها زبان عربی می داند.


به تو سفارش می کنم به دل همان بيابانهای سوزان پر سوسمار خويش برگرد و مشتی تازی بيابان گرد و سنگدل را به سوی شهرهای آباد همچون جانوران هار، رها مکن و از کشتار مردم و تاراج دارايي آنان و ربودن همسران و دخترانشان به نام "الله اکبر" خود داری نما و دست از اين زشتکاری ها و تبهکاريها بکش.

آرياييان، مردمی با گذشت، مهربان و نيک انديشند. هر جا رفته اند تخم نيکی و دوستی و درستی پاشيده اند. از اين رو از کيفر دادن شما برای نابکاريهای تو و تازيان، چشم خواهند پوشيد.


شما با همان "الله اکبر" تان در همان بيابان بمانيد و به شهرها نزديک مشويد که باورتان بسيار هراسناک و رفتارتان ددمنشانه است. 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 

Shiraz

Dating back to antiquity, Fars province has been a significant center of the Persian culture and civilization. During some important Iranian dynasties, including the Achaemenids, Fars was the capital of the country. Considering numerous historical monuments, Fars is an exponent of the Iranian and Islamic art and history. Some of the greatest Iranian poets and philosophers are from this province. The identity of this province and the whole country is so much merged that Iran was once known as Pars( Persia ). Located in southern Iran and covering an area of 133000 square kms, Fars is bounded on the north by Yazd and Isfahan, on the west by Kohgiluyeh va Boyr Ahmad, on the south by Hormozgan and Bushehr, and on the east by Kerman.
The climate of Fars in complex, ranging from cold in the mountainous regions to warm in the southern and eastern areas. The cities of Sepidan and Nurabad are located in the mountainous regions. In the cities of Shiraz, Kazerun, Fasa and Firuzabad the weather is mild, while Lar, Khonj and Evaz have hot dry summers. The Zagros range stretches from the north-west to the south-east. In the north and north-west of the province there are lofty mountains like Barm Firuz and Azamat. The famous defile of Koli Kosh is in this mountain. The mountains near Shiraz are Sabz Pushan, Kuh-e Bamu, Kuh-e Tudaj and Kharman Kuh.
The most important river is Kor, originating in the northern mountains, passing by the city of Marvdasht and emptying into Lake Bakhtegan. This river, across which the large dam of Derudzan has been built, irrigates many areas and creates spectacular views. The dam is suitable for water sports. The other rivers of Fars most of which flows into the Persian Gulf are as follows: Qara Aqaj, Shapur, Dalaki and Fahlyan. The waterfall of Margun, in the most western part of Fars, is very high, attracting large numbers of people. There are three impressive lakes in Fars: Bakhtegan (Neyriz), Parishan (Famur), and Maharlu. Lake Maharlu located 18 Kms east of Shiraz has salt-water from which salt is obtained.
In the mountainous regions there are impressive caves, the most important of which are as follows: Tadevan cave, located 120 Km east of Shiraz on the road of Jahrom-Shiraz this cave where a lot of bats live, is one of the largest caves in Iran. Heydar Beyg, in which there is a well, is located in Beyza. Shafaq cave, located 140 Km east of Shiraz, and Kan-e-Gohar cave 36 Km away from Suryan in Abadeh are caves having eye-catchering stlactites and stlagmites.
Shapur cave, 30 Km from Kazerun, in which there is a pool is a point of intrest. A statue of Shapur I, a king of the Sassanian dynasty, with a height of 7 meters is in front of the cave. The vegetation of the province is rich in variety including goat's thorn, acanthus, milfoil, oak, almond and fig trees. The forested areas are streches of the forests of the Zagros. Wildlife, includes ibex, gazelles, mouflon, deer, wild boars, foxes and jackles. Birds found in the province are partridges, pheasants, eagles and some species of migratory birds. The national park of Bamu, in the northern Shiraz, covering an area of 40000 ha, abounds with deer . Wildlife sanctuary of Arjan, established in the west of Shiraz includes forests and many springs. A rare variety of Iranian deer lives in this area. Bahram-e-Gur, Harmad and Bakhtegan are other wildlife Santuaries.
Takht-e-Jamshid (Persepolis) is a ruined capital of Persia, 55 Kms away from Shiraz. It is world-famous and includes Achaemenid palaces. The mausoleum of the Sasanian kings is in a mountain adjacent to the complex of Takht-e-Jamshid. In the west there is the complex of Naqsh-e-Rostam, including four catacombs of the Sasanian king built in the mountain. There are also rock reliefs on the slope of the mountain. Ka'beh-e-Zardosht, an ancient fire-temple is an architectural triumph. The vastness of the palaces as well as their diversity, the huge buildings and the magnificently impressive designes and patterns carved on the stone walls, give Takht-e-Jamshid highest significance from architectural point of view. In the west of Shiraz sets the complex of Pasargad . It was the capital of Iran during the Achaemenid dynasty.
The ruling dynasty of Persia, the Achaemenids, settled in Fars. From then on Fars has been a major center of Iranian culture and civilization. Farsi is the language which is predominantly spoken. The religion of the majority of the people is Islam. Religious traditions are of greatest significance in the eyes of the people. The religious minorities are Zoroastrians, Jews and Christians. One of the biggest Iranian tribes, the Qashqayee, live in Fars. The International Airport of Shiraz, connecting Shiraz with many cities in Iran and abroad, plays an important role in transportation of both passengers and goods. Agriculture is of great importance in Fars. The major products include cereals (wheat and barley), citrus fruits, dates, sugar beets and cotton. The Fars industries are of high significance, and include: the petrochemical industry, an oil refinery, a type of factory for producing tyres, electronics industry, and a sugar mill.
The handicrafts of Fars are rich in diversity, the most significant of which are as follow: silver smithing, marquetry and skill-embroidery in Shiraz ; giveh (light cotton summer shoes) making in Abadeh ; and ceramics in Estahban ; carpet, jajim (fine carpet made of wool or cotton), and gelim (carpet made of goats`hair) weaving in Firuzabad. Other industries like cloth-weaving and glass blowing are scattered throught the province. Carpets woven by tribes, rose water made in Firuzabad, sweets produced in Fasa, and lime juice and plants essences extracted in Shiraz are of the highest quality. Fars province consists of 15 cities. And Shiraz is the provincial capital.
Shiraz
Situated in a plain surrounded by two mountain-ranges, Shiraz is 895 kms south of Tehran. It enjoys a mild climate and its magnificently impressive gardens have been famous from distant past.
Being the home town of two of the greatest Persian poets, this city has been the tourist's focus of attention. Chardin, the French traveler, and Flandin are among others who have visited Shiraz.
Being the capital of Iran in different periods it includes numerous monuments, some of which are as follows:
Arg (Citadal)
Located in the central area of the city, this citadel was the seat of government and the residence of Karim Khan Zand (1750-79), first of Zand dynasty, and for a while it was used as a prison. This magnificent building which is a triumph of architecture, has impressive plasterwork, wooden windows and tilework. It is encircled by four great towers.
Jame Mosque
This stone and brick building is among the earliest mosques built in Iran. It has four iwans and a square building with beautiful tilework in the middle of the yard. It includes a sanctuary with many columns and a pulpit made of stone.
Vakil Bazaar
Dating back to the Zand dynasty, this bazaar is of significance from an architectural point of view. In the southern side of the bazaar there is a carvansara called Saray-e Moshir. Today it is a centre for selling handicrafts.
Quran Gate
To the north of the city there is a beautiful gate going back to the Deylamites. There were two exquisite Qurans kept in a room over the gate that are presently displayed in Pars Museum.
Pars Museum
It is a building with an impressive pavillion used for formal meetings during the reign of Karim Khan. Being near the citadel of Karim Khan, this building has been used as a museum since 1937. Articles belonging to different periods are displayed in this museum.
Shrines
The most important shirine in Shiraz is the mausoleum of Seyyed Mir Ahmad ( Shah-e Cheragh meaning the king of light), the brother of Imam Reza, the eighth Imam of the Shi'ites, dating back to the 10th century. It attracts a large number of pilgrims to Shiraz every year. The other shrines are the following mausoleums: Seyyed Mir Mohammad, Ala'addin Hoseyn, Shah Mir Ali Hamzeh and Seyyed Tajaddin-e Gharib.
Gardens
Shiraz has had a world fame for its gardens. Eram ( Bagh-e Eram ) is of the highest importance.Its Sassanid architecture and mirror-encrusted stalactite are unique. The impressive cypress trees, one of which dates back to 300 years ago, creates an eye-catching scene. The other gardens are Naranjestan (that is both a garden and a museume), Bagh-e Afif Abad(that is also a military museume ), and Bagh-e Delgosha.
Mausoleums
The Mausoleums of three of the greatest Iranian poets, _ Hafez, Sa'di and Khaju _ are of the greatest importance, attracting many people. Each Mausoleums is architecturally unique

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 

سياست‌هاي انوشيروان دادگر

 

با به تخت نشستن خسرو اول ، ملقب به انوشيروان دادگر ، يكي ازر پرشكوه‌ترين دوران پادشاهي ساسانيان آغاز شد . انوشيروان با اجراي سياست‌هاي انديشمندانه خود كشور ايران را به اوج شكوفايي و نيرومندي رسانيد ، بطوريكه در زمان پادشاهي او تمامي دشمنان سركوب شدند و بر اثر عدالت و دادگستري او تمامي طبقات كشور فرمانبردار و مطيع وي گشتند . اينك در بخش نخست به شرح سياست‌هاي درون مرزي او مي‌پردازيم :

الف : سياست‌هاي درون مرزي

1 : سياست‌هاي اجتماعي

خسرو نخست به درمان دردهايي پرداخت كه از فتنه مزدك ريشه گرفته بود . چنانكه مي‌دانيم در نخستين سال‌هاي پادشاهي قباد ، انديشمندي بنام مزدك با تلفيق عقايد ماني و دين زرتشت و افكار افلاطون ، آييني اشتراكي ، كه نوعي كمونيسم بود بوجود آورد . اما بايد دانست كه مزدك مردي پرهيزكار بود و از بزرگان مانوي بشمار مي‌رفت و از خوردن گوشت و معاشرت با زنان خودداري مي‌كرد . مهم‌ترين اقدام مزدك را مي‌توان تقسيم عادلانه اموال و املاك دانست ، مزدك اعتقاد داشت كه ريشه كينه‌ها و ناسازگاري‌ها در نابرابري و عدم مساوات بين افراد است . و هيچكس محق نيست كه بيش از ديگران داراي زن و اموال باشد ، پس بايد از توانگران گرفت و به ناتوان داد و اين كار با اعتقادات مذهبي صورت نمي‌گيرد ، بلكه با برنامه ريزي درست و سالم اقتصادي حاصل مي‌شود ، به عقيده مزدك ديگر قابل تحمل نبود كه يكي در ناز و نعمت باشد و بر كرسي‌هاي زرين بنشيند و ديگري در نهايت فقر در زاغه‌هاي بي در و پيكر زندگي كند . حضرت زرتشت راه را در جهان يكي مي‌داند و آن راه راستي است . و مزدك اعتقاد دارد كه پنج نوع بدي انسان را از راه راستي باز مي‌دارد و از خداوند دور مي‌كند كه عبارتند از :تعصب ، خشم ، انتقام ، نياز و مالكيت . مزدك مي‌گفت نابرابري در ثروت ، تعصب و مالكيت نياز را به وجود مي‌آورد ، وي معتقد بود كه بايد به‌طور يكسان از نعمت‌هاي خداوند استفاده كنند . اما اعتقادات مزدك در عمل به مصادره اموال و املاك مردم ، توسط مزدكيان انجاميد ، و ليكن انوشيروان دادگر ، اموال مصادره شده را به مالكان اصلي آن باز گردانيد و خساراتي كه به آنها وارد آمده بود ، جبران نمود . سپس خانواده‌هاي بي‌سرپرست و فرزندان يتيم آنان را سرشماري شدند و براي هر يك از آنان مقرري تعيين كرد ، و شاه ، يتيمان طبقات مزبور را ، فرزندان خود ناميد ، و براي دختران و پسران آنها همسراني شايسته برگزيد كه مخارج ازدواج آنها از خزانه دولتي تامين مي‌شد .

2 : سياست‌هاي اداري و مالياتي :

 انوشيروان دادگر ، فرزندان خانواده‌هاي بي‌سرپرست را به دربار فراخواند و دستور داد آنان‌را تحت آموزش و تربيت قرار دهند . و براي كارهاي اداري و مالياتي كشور آماده سازند . سپس انوشيروان فرمان داد تا قنات‌ها و املاك ، را آباد كنند و روستا‌ها را آباد سازند ، و پل‌هاي فروريخته را بازسازي كنند . تا كشاورزي رونق گيرد . آنوقت با ماموران اداري و مالياتي كه تربيت كرده بود دستور داد تا همه زمين‌ها به‌دقت مميزي كردند و ماليات عادلانه بر طبق انواع گوناگون محصولات ، تعيين شوند . و كشاورزاني كه محصول آنها دچار خسارت مي‌شد از ماليات معاف مي‌شدند . همچنين بموجب دستور پادشاه ماموراني بر نحوه مخارج دولتي نظارت مي‌كردند ، تا از اسراف جلوگيري بعمل آيد . و بدين ترتيب توان اقتصادي و اداري كشور تقويت شد .

3 : سياست‌هاي ارتشي و لشكري :

بموجب فرمان پادشاه ، براي نجباي فرودست ، كه تا آن‌زمان بدون جيره و مواجب خدمت مي‌كردند ،و حتي ساز و برگ جنگي را نيز به هزينه خود فراهم مي‌كردند ،  حقوق و مستمري مقرر گرديد و مخارج تهيه اسلحه آنان هم از خزانه دولت پرداخت گرديد ، سپس انوشيروان دادگر تمام اقوام دلير و شجاع ايران را به‌خدمت سربازي فراخواند ، و ارتشي نيرومند و مقتدر پديد آورد . سپس كشور را به چهار منطقه نظامي تقسيم كرد كه فرماندار نظامي هر منطقه را سپهبد ناميد . و همچنين دستور داد دژها و استحكامات قوي در مرزها و راه‌اي مهم به‌وجود آورند ، و با اجراي اين فرمان‌ها سيستم دفاعي كشور چنان تقويت شد ، كه بطور خودكار ، توانايي در هم شكستن هر حمله‌اي را در هر منطقه‌اي ، داشت .

4 : سياست‌ قضايي

خسرو اول ، ملقب به انوشيروان دادگر شخصا كارهاي قضايي را مورد رسيدگي قرار مي‌داد . شاكيان را مي‌پذيرفت و حكم صادر مي‌كرد و احكام صادره بسرعت در دورترين نقاط كشور بمرحله اجرا در مي‌آمد ، در زمينه عدالت و دادگستري شاه داستان‌هاي بسياري وجود دارد كه مشهورند . كه از يادآوري مجدد خودداري مي‌گردد .

ب: سياست‌هاي برون مرزي

1 : جنگ و صلح با روم

نخستين اقدام خسرو پس از رسيدن به سلطنت دادن پيشنهاد صلح به دولت روم بود تا در سايه اين صلح بتواند سياست‌هاي مرزي خود را به نحو احسن ( چنانكه توضيح داده شد ) به‌مرحله اجرا در آورد . در آن‌زمان ژوستي‌نين ، امپراتور روم ، سرگرم جنگ در ايتاليا و شمال آفريقا بود . بنابراين پيشنهاد شاهنشاه ايران را فورا پذيرفت تا بتواند همه نيرو و توان خود را متوجه ايتاليا و شمال آفريقا نمايد . و به وسيله سردار خود بيليزاريوس به پيروزي‌هاي بزرگي رسيد كه اين امر نگراني‌هايي براي خسرو ايجاد كرد . چون مي‌دانست كه اگر به‌موقع در برابر امپراتوري روم واكنش نشان ندهد و از جنگ با روم خودداري نمايد ديگر قادر به كنترل اوضاع نخواهد بود . بنابراين براي آغاز جنگ نياز به بهانه‌اي داشت ، و بهانه را ژوستي‌نين در اختيار خسرو گذاشت . دو امارت عربي كه يكي تحت فرمانبرداري ايران قرار داشت و ديگري تحت فرمان روم بود جنگي در گرفت و امپراتور روم بدون مشورت با شاه ايران در اين جنگ دخالت كرد . خسرو كه بهانه لازم را بدست آورده بود با لشكريان مقتدر خود به‌سرعت از فرات گذشت و به سوريه هجوم آورد و شهر انطاكيه و بندر سلوكيه را مسخر كرد و در درياي مديترانه به شنا پرداخت . سپس يك محراب زرتشتي بنا كرد و آيين نيايش به درگاه اهورامزدا را بجا آورد و اين‌چنين دور اول نبردهاي ايران و روم در زمان انوشيروان دادگر پايان يافت . دور دوم نبردهاي ايران و روم نبرد بر سر گرجستان بود . زيرا حاكم رومي گرجستان ، بازرگاني گرجستان را در اختيار خود گرفته بود . پادشاه گرجستان از شاه ايران كمك خواست ، و انوشيروان موقع را مغتنم شمرد و با لشكري عازم آنجا شد و روم را مغلوب ساخت اما روميان با حملات پيگيرانه جنگ را از نو شروع مي‌كردند و پيروزي و شكست چندين بار تكرار شد . اما سرانجام طرفين براي رسيدگي به مشكلات و نبردهاي ديگر خود ، صلح را پذيرفتند . دور سوم جنگ‌هاي ايران و روم زماني آغاز شد كه ژوستن امپراتور روم به تصور كهولت و سالخوردگي شاه ايران جنگ را آغاز كرد . اما انوشيروان با آنكه هفتاد سال داشت يكبار ديگر به سرعت از دجله گذشت و سپاه روم را شكست داد و سپس لشكر به سوريه راند و انطاكيه را گرفت . ژوستن كه با اين شكست قادر به فروانروايي نبود استعفا داد و امپراتور جديد با پرداخت غرامت با شاه ايران صلح كرد . اما 4 سال بعد با سپاهي گران ارمنستان و كردستان حمله كرد و انوشيروان سوار بر پيل از دجله گذشت و خود را به تيسفون رساند و اندكي بعد چشم از جهان فروبست در حالي‌كه نبرد بين دو طرف بشدت ادامه مي‌يافت .

2 – لشكر كشي به يمن .

ابرهه ، فرمانده معروف حبشيان كه عيسوي مذهب بود با حمايت امپراتور روم يمن را تسخير كرد . اما اين امر بر انوشيروان خوش نيامد . بنابراين دستور داد كه با هشت كشتي به يمن حمله كنند . با ورود سربازان ايراني به يمن مردم يمن هم بر عليه حبشيان شوريدند و آنانرا شكست دادند و انشيروان حاكم ايراني بر يمن گماشت .

3 – جنگ با تركان :

انوشيروان دادگر براي اينكه هياطله را شكست دهد در آغاز با خاقان ترك هم پيمان شد و سرزمين هياطله را مابين خود تقصيم كردند و جيحون به‌عنوان مرز شمال شرقي ايران تثبيت شد . اما به زودي تركان دشمن ايران گرديدند . زيرا جو عدم اعتماد بين خاقان و شاه ايران حاكم شده بود . بنابراين روم تركان را تحريك به حمله ايران نمود . اما تاب مقاومت در برابر نيروي ايران را نمي‌آوردند و فرار مي‌كردند . به زودي خاقان ، سفيري به نزد امپراتور روم ژوستن فرستاد و از او خواست كه پيمان صلح با ايران را نقض كند و با تركان متحد شود و اين واقعه باعث تيره شدن روابط ايران و روم گرديد . به‌هرحال خسرو اول ، ملقب به انوشيروان دادگر توانست با اجراي سياست‌هاي خود كشور مقتدر و نيرومندي به‌وجود آورد . كه به خوبي قادر به مبارزه با دشمنان دروني و بيروني خود بود .

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 

 

 پياده‌نظام پارسي

سازمان اوليه پياده‌نظام پارسي براساس سيستم اعشاري يا دودهي بود.

ارتش ايران از هنگ‌هاي (هزارابام به اصطلاح پارسي باستان) هزار نفري تشكيل مي‌شد. فرمانده فرهنگ را «هزار پاتيش» مي‌گفتند. هر هنگ هزار نفري به ده «صاتابا» يا ؟؟؟ صدنفري تقسيم مي‌شد. فرمانده آن «صاتا باستين» بود كه به نوبه خود هر «صاتابا» به ده «داتابا» مركب از ده رده تقسيم مي‌شد. داتابام ] يا جوخه ده‌نفري[ كوچك‌ترين واحد تاكتيكي پياده‌نظام بود كه به ستون يك به ميدان نبرد فرستاده مي‌شد. داتاپاتيس (يا سرجوخه ده‌نفري) در جلوي ستون قرار مي‌گرفت و يك «اسپارا» يا سپر حمل مي‌كرد. در پشت او بقيه داتابام به صورت يك ستون 9 نفري مي‌ايستادند و هر مرد به كمان و شمشير كج مسلح بود. معمولاً داتاپاتيس يك زوبين سبك كوتاه شش‌پايي به دست مي‌گرفت و نيز حفاظت از بقيه داتابام را برعهده داشت و اين امكان را به تمام افراد داتابام مي‌داد تا با دست‌هاي باز به تيراندازي و شمشيرزني بپردازند.



- سربازان ايراني چه مي‌پوشيدند:

هردوت در كتاب تاريخ خود مي‌نويسد:

لباس اين سپاهيان مركب است از كلاه نمدي، رداي گلدوزي‌شده آستين‌دار، زرهي با زنجيرهايي شبيه به فلس ماهي كه مانند كت روي ودامي پوشيدند و شلوار. به عنوان اسلحه يك سپر حصيربافت سبك، يك تيردان يا تركش، زوبين‌هاي كوتاه، كماني سخت و محكم با تيرهاي از جنس ني و خنجرهايي آويخته به كمر داشتند.



- ارابه‌هاي جنگي كورش:

گزنفون در گزارش خود از زندگي كورش مي‌نويسد:

او ارابه‌هاي جنگي ساخته بود كه چرخ‌هاي نيرومندي داشتند و اين ارابه‌ها محورهاي بلندي داشتند و مي‌توانستند در هر جاده با هر پهنايي حركت كنند بدون آنكه واژگون شوند. اتاقك مخوص ارابه‌ران از الوارهاي نيرومند به شكل برجك هرمي بود «بلندي آن به اندازه‌اي بود كه ارابه‌ران مي‌توانست به راحتي اسب را هدايت كند، به علاوه بجز چشم‌ها، سراسر بدن ارابه‌ران زره‌پوش بود. افزون بر اين در دو طرف محور چرخ‌ها داس‌ها (يا تيغه‌هايي) فولادي نصب شده بود چنان كه در عقب صفوف دشمن، آنها را به اين سو و آنسو پرتاب مي‌كرد.



- اردوي ارتش ايران در زمان كورش:

كورش در آغاز فرمانروايي مقرر كرد كه چادرش همواره به سوي شرق برپا شود سپس تعيين كرد كه چادرهاي تيره‌داران گارد شخصي او در چه فاصله‌اي از كوشك سلطنتي قرار داشته باشند. آنگاه به سمت جايگاه نانوايان، سمت چپ آشپزان در طرف راست محل استقرار اسبان و در طرف چپ محل استقرار چارپايان را تعيين فرمود و هر چيز سامان داده شد بطوريكه هر كس محل خود را در اردو دقيق مي‌دانست. كورش هميشه در ميان اردو قرار داشت چون اعتقاد داشت از همه‌ جا امن‌تر است و به ترتيب مطمئن‌ترين ياران او و بعد جرگه‌سواران و ارابه‌رانان قرار داشتند افزون بر اين زوبين‌اندازان و تيراندازان با سلاح مي‌خوابيدند تا آماده دفاع در برابر حمله غافلگير‌كننده باشند و همه افسران پرچمي روي چادرهايشان نصب مي‌كردند تا از سوي افراد زير فرماندهي خود شناخته شوند.



تاريخچه‌اي از ابزارهاي جنگي و شيوه نظامي ايران در آشور

درباره شيوه تدافعي و جنگي مادها بايد به برجسته كارهاي آشوريان درباره عصر جنگهاي ماد و آشور اشاره كرد كه در آن استحكامات مادي را بصورت برج و بارويي نشان مي‌دهد كه در آن شكاف‌هايي وجود دارد و مدافعان از درون اين شكاف‌ها مي‌توانستند سلاح‌هايي را موشك‌وار به سوي حمله‌كنندگان پرتاب كنند. جنگجويان مادي در اين تصوير با گيسويي كوتاه كه با نوار سربند سرخي بسته شده و با ريش كوتاه مجعد به روي فرنج (تونيك) خود كتي از پوست گوسفند پوشيده و چكمه‌هاي ساق‌بلندي به پا داشتند تا بتوانند از روي برفهاي عميق عبور كنند. آن‌ها به نيزه بلندي مسلح بودند و با سپر حصير‌بافت مستطيل‌شكلي از خود دفاع مي‌كردند.

مادها از سواران تيرانداز نيز استفاده مي‌كردند و اين عمل نظامي را از اجداد خود، چادرنشينان استپ‌هاي آسياي مركزي آموخته بودند.

اما كياكسار دوم (هوخشتره) با رسيدن به سلطنت تصميم گرفت تا آشوريان را سرانجام شكت دهد و برهمين اساس فرآيند پادشاهي ماد تشكيل شد و كليد پيروزي كياكسار دوم برنامه توسعه نظامي و سازماندهي مجدد ارتش بود بطوريكه نيزه‌داران، كمانداران و چابك‌سواران خود داد، واحدهاي جداگانه‌اي سامان داد و براي ارتش لباس يك‌شكل كه عبارت از بالاپوش چرمي آستين‌بلند كه تا زانوي سرباز مي‌رسيد و در كمربند با يك قلاب گرد بر روي آن و شلوار چرمي و كفش‌هاي بنددار با نوك برگشته و كلاه‌نمدي تا روي گردن درنظر گرفت.



- ارابه‌هاي مرگ‌بار آشوري:

يكي از اسرار كاميابي ارتش مخوف آشور استفاده مؤثر از ارابه‌هاي جنگي بود كه اينگونه توصيف شده‌اند:

قدرت اصلي ارتش آشور به خاطر وجود ارابه‌هاي آن بود. سلاح جنگي متحرك در طي سده‌هاي سيزدهم و دوازدهم ق. م در دشتهاي بين‌النهرين بكار گرفته مي‌شد اما بعدها با پرورش اسبهاي ويژه و بهبود خود ارابه، اين سلاح متحرك مرگبار تكميل شد. بطوريكه اين ارابه‌ها سبك‌تر و با اصطكاك كمتر مانورهاي بيشتري داشتند. ارابه‌ران خود را در جلوي حفاظ محكم نگه مي‌داشت ضمن اينكه مال‌بند را محكم به دست مي‌گرفت و كنترل دو نوع اسباب برعهده او بود بعدها ارابه‌ها مستطيل‌تر شدند تا قابل حمل اسلحه و زره و خدمه باشند. با نزديك شدن زمان نبرد يك اسب يدك به عقب آن بسته مي‌شد. ارابه معمولاً دو خدمه داشت يكي راننده و ديگري كماندار يا نيزه‌افكن اما پس از قرن نهم فرد سومي نيز با يك يا دو سپر براي تقويت عقب ارابه افزوده شد. اين ارابه‌ها تكان و شوك شديد به مركز حمله وارد مي‌كرد و پياده نظام دشمن را عملاً از كار مي‌انداخت. اين ارابه‌ها مي‌توانستند در روز پنجاه كيلومتر حركت كنند و در روزگار خود تندروترين و چابك‌ترين ارابه بود.



 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اگر روزی برسد که مردن تو شانس زندگی بهتری را برای دیگران به ارمغان می آورد بهترین کار اینست که خود را به کشتن دهی!!!

پیوندهای روزانه
picture u and me
تازی ستیزی
دانستنی های روز
پارسوماش = سرزمین پارس ها
The Nonsense of a Mad Prophet
زرتشت پاك
کوروش و آزادی
به همین سادگی
رهجویان گمنام
×××اقا حمید×××
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
1/12/2008 - 1/20/2008
11/26/2007 - 12/12/2007
11/29/2007 - 12/5/2007
11/22/2007 - 11/28/2007
10/30/2007 - 11/5/2007
10/23/2007 - 10/29/2007
9/30/2007 - 10/6/2007
9/23/2007 - 9/29/2007
8/30/2007 - 9/5/2007
7/13/2007 - 7/22/2007
6/29/2007 - 7/5/2007
3/21/2007 - 3/27/2007
2/11/2007 - 2/19/2007
1/12/2007 - 1/20/2007
12/13/2006 - 12/21/2006
11/26/2006 - 12/12/2006
11/29/2006 - 12/5/2006
11/13/2006 - 11/21/2006
10/14/2006 - 10/22/2006
9/27/2006 - 10/13/2006
9/13/2006 - 9/22/2006
8/13/2006 - 8/22/2006
7/13/2006 - 7/22/2006
6/29/2006 - 7/5/2006
6/22/2006 - 6/28/2006
6/12/2006 - 6/21/2006
5/12/2006 - 5/21/2006
4/28/2006 - 5/4/2006
4/21/2006 - 4/27/2006
3/21/2006 - 3/27/2006
آرشیو موضوعی
دانلود مداحی(سیدذاکر.هلالی.علیمی.اکبری.سیب سرخی...
نرم افزارهای کار با pdf
نرم افزارهای مذهبی
دانلود کتاب
×××چهره های ماندگار×××
×××تاریخ ایران×××
سیاسی
پیوندها
اندیشه ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM